|
مـــــــتـــــــــیـــــــــــــل
صدام وقتی دستم را برمی گرداندم چشمانش افتاد در چشم های سرخم.تسلیم بود وحرفی نمی توانست بزند.می خواست مواظب باشد .مگر من چقدر پول دارم.البته می خواستم نشانش بدهم که من رییسم.باید برتری خودم را یک طوری به رخش می کشیدم.دستش را به جای سیلی من می مالید .خیلی سرخ شده بود .نباید به این محکمی می زدم.البته این عادی است هر کسی که برتری بر یکی دارد یک طوری باید نشانش بدهد.ولی بد زدم.اگر هم معذرت بخواهم نفی خودم است.داد زدم ساما + 87/08/01 11:42 [......] ساما | |